داره تموم میشه ، متفاوت ترین روزای زندگیم ...هم حس خوبی ِ هم بد . یجورایی میشه که یهو ته دلت خالی میشه . از اینکه داری وارد یه دوره جدیدی از زندگیت میشی . از اینکه توقع هات داره از خودت بالاتر میره ، از اینکه داره یه چی به اسم مسوولیت زندگی وصله پیرهنت میشه . مسولیتی که فکر میکنی قواره تنت نباشه و تو تن نحیف زنونه ات حتی جر واجر شه . نگران میشی واسه همه اینا . اما یکم آشفته میشی یکمم پریشون بعدش که به خودت میای میبینی چه روزای سختی را گذروندی ،تنت میکنی این پیرهن کج و معوج زندگی ُ ... واسه روزایی که میخوای بتونی بهتر از چیزی که هستی باشی آماده میشی ...
پ.ن : تولدم بود ، 23 سالگی داره شروع میشه داره روزای خوبشو نشون میده ...
++ صدای قدم های "پائیز" می آید...تو اگر همدست شوی با دلم میشود اسمِ این فصل را گذاشت؛" پائیزِ بهاری
ما را در سایت پست دوازدهم دنبال میکنید
برچسب: پنجاه, نویسنده: بازدید: 49