دو هفته پیش سر کلاس نویسندگی با این متن تشویق شدم . تشویقی که باید باعث میشد بیشتر مخم کار بیوفته و بنویسم . ولی دقیقا از همون موقع تو حجمی از آشفتگی ها گم شدم که معلوم نیست کی و کجا ازش بیرون بیام . با زلزله ای که چند روز پیش هم اومد و سر صبحی قلبم اومد تو دهنم هم هیچی عوض نشد . من همچنان سردرگم بین همه خواسته هایی که باید بخوام و نمیخوام .
به هر حال ...ادامه مطلب :
ما را در سایت پست دوازدهم دنبال میکنید
برچسب: پست بیست و دوم رمان صورتکها,پست بیست و سوم رمان عشق بی پایان, نویسنده: بازدید: 70