پست چهل و یکم

خرید بک لینک

وقتی که یکی میگه حالم خوب نیست و میپرسیم چرا، اگه بگه نمیدونم معمولا مجاب نمیشیم و سمج پیله میکنیم که بگو ببینم چته. میگه نمیدونم ، واقعا نمیدونم. ما میگیم مگه میشه آدم ندونه چشه؟!

خب بله واقعا میشه. گاهی آدم دچار کرختی و ملال میشه و اصلا نمی دونه دلیلش چیه. مامانم میگه «غمهای مرموز» سراغ آدم میاد.

شرایط حاکم جوریه که آدم نه بده نه خوبه، نه غمگینه نه خوشحاله. موقعیتِ «خالی از عاطفه و خشم» بودن.

آدم فقط همینو میدونه که از تنظیم در رفته. دو حالت داره یا تسلیم موقعیت میشی یا جون میکنی به تنظیم خودت برگردی.

خنده داره ولی تو حالت دوم من سعی میکنم ویتامین بخورم، چشم امید می دوزم به قرصهای مکمل حاوی هزارجور املاح و آهن و ویتامین تا برم گردونند به حالت قهرمان قوی پر قدرت و با خودم فکر میکنم این سندروم زمستون زود تموم میشه، بهار ِ قوی تو راهه

روایت های ساده یک زن

پست دوازدهم...

ما را در سایت پست دوازدهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 5:33

صفحه بندی